أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
762
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
حرف ف ( فا ) 757 . فاغرة 1 يحيى و خشكى : اين دانههايى همانند نخود با پوستهاى سخت شبيه پوسته محلب است ؛ آنها مىشكنند 2 و درون آنها تخمهاى سياه درخشان شبيه تخمهاى شاهدانه يا اندكى درشتتر از آنها وجود دارد . [ فاغره ] را از سفاله مىآورند . ابن ماسه [ مىگويد كه فاغره ] به حضض مىماند ، اما چقدر از آشنايى با آن به دور است ! ( 1 ) . Xanthoxylon Avicennae D . C . مترادف Fagara Avicennae Lam . ؛ سراپيون ، 172 ؛ ابو منصور ، 435 ؛ ابن سينا ، 571 ؛ ميمون ، 307 ؛ عيسى ، 1914 . ( 2 ) . مفلفل او مفلق ، واژهء نخست در اينجا كاملا مفهوم نيست و آن به معناى « فلفلزده » ، ( موهاى ) مجعد است ، اما اگر « مقلقل » بخوانيم ، آنگاه به معناى « پرسروصدا » است . 758 . فاغية الحنّاء 1 اين گلهاى حنا مكى است ، آنها بىاندازه معطرند ؛ تخمهايشان به فلفل سياه مىمانند . سرّ اللغة : هر گياه خوشبو فاغيه است . ابو معاذ : [ فاغيه ] ريشهء نيلوفر هندى است . ابن ماسه [ نيز همين را ] مىگويد . آنها هر دو درست نمىگويند ، خداوند هر دو را ببخشايد 2 . ديوان اللغة : از آن روغن مفغو 3 را [ به دست مىآورند ] . مىگويند كه فاغيه تخم حناست 4 ، اما اين فغو 5 است . ابن الاعرابى مىگويد كه « فاغيه » ميان گياهان خوشبو زيباترين رنگ را دارد و خوشبوترين است ، از آن روغن مغفو را [ به دست مىآورند ] . ابو حنيفه : فاغيه حنا به صورت خوشه پديد مىآيد كه سپس به صورت گلهاى سفيد مىشكفد ؛ آنها را جمع مىكنند و از آنها روغنى معروف به « روغن حنا » تهيه مىكنند . اين مفغو است . حنا را از آسيا كردن برگهايش [ به دست مىآورند ] . [ سپس ] مىگويد كه فاغيه حنا به صورت مجموعهاى مىرويد ، سپس بر سرهاى [ حنا ] گلهاى سفيد كوچك